تبليغاتX
فرزند کویر
«غم این خفته ای چند،خواب درچشم ترم می شکند»

 

اوج مقام عاشقی به جرأت بوسیدنه ؛ به مدت حسادته
همیشه تا اونکه می خوای ، یه دریا درد و فاصلست
ولی مهم نرفتن و موندن سر رفاقته
تصورش خوب مشکله ، که ما کنار هم باشیم
نمی رسیم به همدیگه ، تلخه ولی حقیقته
*****************
تن مرد و نامرد یکیست ، روزگار باید بگذرد تا بفهمی مرد کیست
*****************
همۀ دنیا یه جادست
من و تو مسافراشیم
قدر امروز رو بدونیم
ممکنه فردا نباشیم
**********************
فرقی نمیکند گودال آب کوچکی باشی یا اقیانوس بیکران ؛ زلال که باشی آسمان در توست
**********************
هر کجا محرم شدی چشم از خیانت باز دار
ای بسا محرم که با یک نقطه مجرم میشود
*********************
خوشبختی خود تویی ؛ آن را در آیینۀ دیگران مجو
********************
بعضیها وارد زندگی ما میشوند و خیلی سریع میروند ؛ بعضیها برای مدتی می مانند و روی قلب ما رد پا می گذارند و ما دیگر هیچ گاه همان که بودیم نیستیم
*******************
پازل دل کسی را به هم ریختن هنر نیست ؛ هر وقت تونستی با تیکه های شکستۀ دل کسی براش یه پازل دل جدید بسازی هنر کردی
*******************
از شمع 3 چیز آموختم :
ایستاده بمیرم
بی صدا بمیرم
به پای دوست بمیرم
******************
نه زندگی آنقدر شیرین و نه مرگ آنقدر تلخ است که انسان شرافتش را به آن بفروشد
******************
زندگی مثل بازیه شطرنج میمونه :
اگه خوب بازی نکنی همه می خواند یادت بدند ، ولی اگه خوب بازی کنی همه می خواند شکستت بدند
********************
دریا باش که اگر کسی سنگ به سویت پرتاب کرد سنگ غرق شود نه اینکه تو متلاطم شوی
********************
مردن آن نیست که در خاک سیاه دفن شوم
مردن آن است که در خاطر تو با همۀ خاطره ها دفن شوم
********************
سکوت ، فریاد هزاران درد است در وسعت بی انتهای نگفته ها ؛ و تو بی انتها ترین فریادی که در سکوت من نشسته ای
*******************
تو را خواهم ، تو را تنها
که در یک گوشه از قلبت به جا مانم
نه با یک بوسۀ شیرین
نه با یک حلقۀ زرین
که تنها در نگاهت آشنا مانم
******************
اگر از پایان گرفتن غمهایت ناامید شده ای ، به خاطر بیاور که زیباترین صبحی که تا به حال تجربه کرده ای مدیون صبرت در برابر سیاهترین شبی است که هیچ دلیلی برای تمام شدن نمی دید
******************
زیباییه عشق به سکوت است نه فریاد ؛ زیباییه عشق به تحمل است نه به خرد شدن ؛ و فرو ریختن عشق خیالی است که اگر به واقعیت بپیوندد تمام شیرینی اش را از دست می دهد
******************
قلب آدم مثل یه جزیره می مونه ؛ مهم نیست چه کسی اول پاشو تو اون می زاره ، مهم اینه که کی تا آخر تو اون میمونه
*******************
این جهان پر از صدای پای مردمی است که همچنان که تو را می بوسند در ذهنشان طناب دارت را می بافند
*******************
عشق با غرور زیباست ؛ ولی اگر عشق را به قیمت فرو ریختن دیوار غرور گدایی کنی ، آن وقت دیگر عشق نیست ؛ صدقه است

+ نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 9:28 قبل از ظهر  توسط فرزندکویر | 


لیلی  پروانه خدا


شمع  بود اما کوچک بود. نور هم داشت اما کم بود.
شمعی که کوچک بود و کم برای سوختن پروانه بس  بود
مردم گغتند: شمع عشق است و پروانه عاشق.
و زمین پر از شمع و پروانه شد.
پروانه ها سوختد و شمعها تمام شدند.
خدا گفت: شمعی باید دور شمعی که نسوزد شمعی که بماند.
پروانه ای که به شمع نزدیک می سوزد عاشق نیست.
شب بود خدا شمع روشن کرد. شمع خدا ماه بود. شمع خدا دور بود.
شمع خدا پروانه می خواست . لیلی  پروانه اش شد.
بال پروانه های کوچک زود می سوزدزیرا شمع ها زیادی نزدیکند.
بال لیلی  هرگز نمیسوزد لیلی پروانه شمع خداست.
شمع خدا ماه است. ماه روشن است اما نمی سوزد.
لیلی  تا ابد زیر خنکای شمع خدا می رقصد.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت 11:49 قبل از ظهر  توسط فرزندکویر | 

 یه آسمون گلهای یاس ومیخک.یه دریاعشق واشتیاق وپولک.یه حس عاشق ویه قلب کوچک می خوادبهت بگه که

 عیدت مبارک


 باورانه
ایمان داشته باش ...
 
روزگاری، در نیمه راه قله یی بلند،
خسته کنار چشمه یی نشستیم
و میوه هایمان را در آب خنک و سلامت کوه – که بو و طعم برف داشت –
شستیم و به دهان بردیم
چه گوارا طعم جاودانه ایی داشت آن
میوه های نیمه راه.
 
و ما، بازی کنان، پنجه در خاک فرو بردیم و زمین را کندیم
و آرام آرام، گودال هایی ساختیم
و هسته های سخت پوست و بی بهای آن میوه ها را کنار چشمه، در خاک نرم

نشاندیم
و به راه افتادیم.
 
اینک ای دوست بیا،
و از پس سال های سال ببین
که چگونه چتری سبز ساخته ایم
از گیاهان بالنده ی رشد یابنده
و چگونه سایه یی آفریده ایم در کمرکش قله یی بلند.
 
بنشین! خستگی فرو بگذار!
کوله از دوش بردار و هسته ی میوه هایت را همین جا، کنار درختان ما بنشان.
و ایمان داشته باش
که درختان زنده تری خواهی داشت
و ایمان داشته باش که روزگاری،
باغ خواهی داشت...
  

+ نوشته شده در  جمعه دوم فروردین 1387ساعت 9:23 قبل از ظهر  توسط فرزندکویر | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ

پیوندهای روزانه
سایه ها
به من عشق ببخش
خلقت زن
ماندن درعین عاشقی
زیباترین قلب
رنگهای تاریخ تولدشما
یادمان نرود
نیایش پروردگار
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
دوستان
دخترميخك
شكوفه هاي هلو
رشدتنهاهدف آفرینش
من دنبال یه دوست پسر میگردم
داستانهای کوتاه فارسی
فانوس(نازآفرین)
نرگسی
یکی ازرهگذران آسمان
سازمان نرهای جیگر
آوارآفتاب
کلاس فلسفه
گنجنامه
فروغ زندگی
عاشقی درپی معشوق
بهانه هایی برای بودن
ازصدای سخن عشق...
گلم....بمان!
آفتاب تنهایی
یادی ازآفتاب
نوای آسمانی
SmallKiss
عشق ماندگار
خیالات قشنگ
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان





Powered by WebGozar