تبليغاتX
فرزند کویر
«غم این خفته ای چند،خواب درچشم ترم می شکند»

گاهي در خلوت تنهاييمون وقتي بارون غم پنجره سكوت خستگيهامونو نمناك ميكنه.
وقتي طوفان بي پناهي داره از پا درمون مياره .
وقتي دلمون زير فشار سختيها به گريه پناه مي بره
شايد وسعت دريا بتونه كمي اروممون كنه
دريا
با اون ارامش خيالي هنگامي كه فرياد دردهاش موجي ميشه وهراسون به ساحل پناه مي بره
گويي دنبال گمشده اي ميون صخره ها رو جستجو ميكنه
شايد غربت و انتظار كوير كمك كنه تنهايي خودمونو فراموش كنيم.
نگاه كوير ترانه بارون رو زمزمه ميكنه
باروني كه زخمهاي كهنه و عميقشو التيام بده
شايد دريا هيچ وقت گمشدشو پيدا نكنه
شايد كوير تا هميشه در انتظار بارون زخمهاي جديدتري رو تجربه كنه
ولي قدرتي جادويي اجازه نميده خستگي دريا و تنهايي كوير از پا درشون بياره
نيرويي كه در تلخ ترين لحظات شيريني رسيدن رو به يادشون مي ياره

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم دی 1386ساعت 8:0 بعد از ظهر  توسط فرزندکویر | 

 
 داشتم فکر می کردم به صدای تولد
 تولد هر چيزی يک صدای خاص دارد
 تولد يک جوجه اردک , تولد يک جوانه گندم , تولد يک نوزاد
 گاهی اوقات با گوش می توان شنيدش
 گاهی وقت ها با چشم
 و گاهی هم با هيچکدام
 خيلی وقت ها به اين فکر می کنم که
 صدای تولد عشق را چگونه می شود شنيد يا ديد و يا ... چشيد
 در تصورات من صدای تولد عشق به صدای تولد يک پروانه شبيه است
 کرمی پروانه می شود 
 آسمان را در می نوردد
 و خود را به روشنايي می رساند
 هر چقدر داغ , هرچقدر دور
 شايد بميرد , ملالی نيست برايش
 و آدمی عاشق می شود
 همه داشته هايش را در می نوردد
 رها می شود و خود را به نور , به معشوقه اش می رساند
 هر چقدر سرد , هر چقدر دور
 شايد بميرد , ملالی نيست برايش
 يادم می ماند , صدای تولد يک پروانه از عمق يک پيله تاريک به گوش می رسد
 و يادم می ماند
 صدای تولد يک عشق هم , شايد , از عمق تاريکی های من
 از عمق پيله تنهايي های من
 اگر تلاشی برای رستن از آن باشد ، به گوش خواهد رسيد .

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 5:23 بعد از ظهر  توسط فرزندکویر | 

عشق بی پایان
ای عشق خیالی من
 ای رو یای محال من
زندگی را بازی گرفتن نیست
 دنیا را به کام گرفتن نیست
دیگران را دوست داشتن سخت نیست
کسی را پیدا کردن سخت نیست
دلش را بردن سخت نیست
 ولش کردن سخت نیست
دلبری پیدا کردن سخت است
 وفا داری داشتن سخت است
نگرش داشتن سخت است
 از دست دادنش سخت است
تقدیم به عشقی نا پایدار

 

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 8:31 قبل از ظهر  توسط فرزندکویر | 


اي قوم  بحج رفته کجائيد کجائيد

معشوق همينجاست بيآئيد بيآئيد
 معشوق تو همسايه ديوار بديوار

در باديه سرگشته شما در چه هوائيد
 گرصورت بيصورت معشوق ببينيد
 
هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمائيد
 ده بار از آن راه بدان خانه برفتيد

يکبار ازين خانه بر اين بام برآئيد
 آن خانه لطيفست نشانهاش بگفتيد

از خواجه آن خانه نشاني بنمآئيد
با اينهمه آن رنج شما گنج شما باد

افسوس که بر گنج شما پرده شمائيد

 

+ نوشته شده در  جمعه هفتم دی 1386ساعت 9:56 قبل از ظهر  توسط فرزندکویر | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ

پیوندهای روزانه
سایه ها
به من عشق ببخش
خلقت زن
ماندن درعین عاشقی
زیباترین قلب
رنگهای تاریخ تولدشما
یادمان نرود
نیایش پروردگار
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
دوستان
دخترميخك
شكوفه هاي هلو
رشدتنهاهدف آفرینش
من دنبال یه دوست پسر میگردم
داستانهای کوتاه فارسی
فانوس(نازآفرین)
نرگسی
یکی ازرهگذران آسمان
سازمان نرهای جیگر
آوارآفتاب
کلاس فلسفه
گنجنامه
فروغ زندگی
عاشقی درپی معشوق
بهانه هایی برای بودن
ازصدای سخن عشق...
گلم....بمان!
آفتاب تنهایی
یادی ازآفتاب
نوای آسمانی
SmallKiss
عشق ماندگار
خیالات قشنگ
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان





Powered by WebGozar