![]() |
![]() |
|
| «غم این خفته ای چند،خواب درچشم ترم می شکند» |
|
گاهي در خلوت تنهاييمون وقتي بارون غم پنجره سكوت خستگيهامونو نمناك ميكنه.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هشتم دی 1386ساعت 8:0 بعد از ظهر توسط فرزندکویر |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 5:23 بعد از ظهر توسط فرزندکویر |
|
|
عشق بی پایان
|
|
+ نوشته شده در
جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 8:31 قبل از ظهر توسط فرزندکویر |
|
|
معشوق همينجاست بيآئيد بيآئيد در باديه سرگشته شما در چه هوائيد يکبار ازين خانه بر اين بام برآئيد از خواجه آن خانه نشاني بنمآئيد افسوس که بر گنج شما پرده شمائيد
|
|
+ نوشته شده در
جمعه هفتم دی 1386ساعت 9:56 قبل از ظهر توسط فرزندکویر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
سایه ها به من عشق ببخش خلقت زن ماندن درعین عاشقی زیباترین قلب رنگهای تاریخ تولدشما یادمان نرود نیایش پروردگار آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|