![]() |
![]() |
|
| «غم این خفته ای چند،خواب درچشم ترم می شکند» |
|
دور هم جمع شده بودند. دو...سه! مخفی شد. گفت به اعماق کویر حسادت هم رفت هفتادوچهار! کردن عشق رفت نبود. گفت : داخل جلوی صورتش بود با شرمنگی گفت: ازت خواهش می کنم دیوانگی همراه
|
|
+ نوشته شده در
جمعه هجدهم فروردین 1385ساعت 10:44 قبل از ظهر توسط فرزندکویر |
|
|
اميد براي آغازي دیگر
|
|
+ نوشته شده در
جمعه یازدهم فروردین 1385ساعت 9:14 بعد از ظهر توسط فرزندکویر |
|
|
بايد دويست قطعه متحرک داشته باشد، که همگی قابل جايگزينی باشند بوسه ای داشته باشد که بتواند همه دردها را، از زانوی خراشيده گرفته تا قلب شکسته، درمان کند خداوند سری تکان داد و فرمود : بله فرشته سعی کرد جلوي خدا را بگيرد فرشته نزديک شد و به زن دست زد همواره بچه ها را به دندان می کشند در مقابل بی عدالتی می ايستند وقتی بچه هايشان به موفقيتی دست پيدا می کنند گريه می کنند و و قتی دوستانشان پاداش می گيرند، می خندند. قلب زن است که جهان را به چرخش در می آورد خداوند گفت : اين مخلوق عظيم فقط يك عيب دارد
|
|
+ نوشته شده در
جمعه چهارم فروردین 1385ساعت 11:14 بعد از ظهر توسط فرزندکویر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
سایه ها به من عشق ببخش خلقت زن ماندن درعین عاشقی زیباترین قلب رنگهای تاریخ تولدشما یادمان نرود نیایش پروردگار آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|